تبلیغات کلیکی و کسب در آمد لطفا کلیک کنید برای حمایت از ما

جستجو در کل مطالب این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۹, دوشنبه

آموزش مسائل جنسی به کودکان قسمت دوم

سه شنبه 5 اردیبهشت 1385

آموزش مسائل جنسی به کودکان قسمت دوم

اهمیت تماس بدنی

بندرت پیش می آید که افکار عمومی و هنجارهای جامعه افراد را به لذت بردن از سکس تشویق کنند. ما باید در وهله اول سکسوآل بودن خود و اینکه عشق ورزی و بهره گیری از لذات جنسی موجب بهبود کیفیت زندگی مان می شود را بپذیریم، تا بتوانیم در مرحله بعد مسوولیت آموزش آن به کودکانمان را به عهده گیریم. ضروری است در این زمینه به اهمیت «تماس بدنی» اشاره نمایم.

پوست بزرگترین اندام بدن انسان به مساحت تقریبا دو متر مربع است که به هزاران هزار شریان و گیرنده های هورمونی، رشته های عصبی متصل می باشد. کوچکترین تماس بدنی و حتی گرمای اطراف آن موجب ترشح هورمونها و تحریک رشته های عصبی شده و سیگنالها به مغز راهی می شوند، و نوعی «احساس مطلوب و آرامش» و حس مورد محبت واقع شدن، پذیرفته شدن و دلگرمی را در ما بوجود می آورند. در دراز مدت حاصلجمع این تماسها، نوازشها و ماساژ در فرد روحیه ای مثبت، سرشار از آسایش و سرزندگی می آفریند. تحقیقات گویای این است که عدم برخورداری از لمس و نوازش حتی در بیماریهای جسمی افراد، چگونگی ایفای نقشهای اجتماعی و اختلالات رفتاری از جمله خشونت، افسردگی، اعتیاد، فرزندکشی و حتی مرگ نقش دارد. بیشتر مجرمان و بزهکاران در جوامعی پرورش می یابند که امور جنسی در آن تابوست.

کودکان در اخذ و ضبط عکس العملها بسیار حساس و ماهرهند. کوچک ترین رفتار والدین، حتی یک نگاه نیز می تواند القاگر پیامی باشد که اثر آن در ذهن کودک حتی برای مدتی طولانی باقی می ماند. در این زمینه روش «پاداش و جزا» مبتنی بر «خوب یا بد بودن اعمال» مخصوصا کارگر است. ناز و نوازش بدن کودک به او می فهماند که بدنش دوست داشتنی است و تماس چیز مثبتی است و داشتن اندام جنسی «خوب» است. تنبیه پیام برعکس این را القا می کند و عقده می سازد. بعنوان مثال اگر کودکی به هنگام خودارضایی تنبیه شود یاد می گیرد:

  • مالش اندام جنسی بد است.

  • داشتن اندام جنسی شرم آور است.

  • لذت جنسی بردن روا نیست.

یک نمونه از مشکلات رفتاری خانواده ها برخورد با «لخت ظاهر شدن» کودک و یا والدین است، که معمولا از جانب پدر و مادر و یا اطرافیان ناپسند و شرم آور محسوب می گردد. همین باعث می شود فرد در بزرگسالی از لخت شدن در مقابل همجنسان و یا حتی در مقابل آینه خجالت بکشد. چه بسا زنانی که هنوز آلت تناسلی خود را در آینه ندیده اند!

بینش والدین نسبت به اهمیت آموزش جنسی

نیاز به آموزش فعال کودکان در دوره طفولیت امری ضروری است، زیرا اگر شروع آن به سنین بلوغ واگذار شود، ایفای آن بمراتب مشکل تر خواهد بود. بسیاری از والدین در مورد مسائل جنسی بی توجه هستند و یا در صورت اهمیت، مردد از اینکه چه رفتاری صحیح و مناسب در اینگونه مواقع است. کودکان را به سرنوشت خود رها نکنید زیرا طفره رفتن و دودلی شما آنها را نسبت به جنسیت، تمایلات و رفتارهای جنسی شان بیشتر نامطمئن و شرمگین خواهد نمود آنهم بدلیل ناسازگاری و کشمکشی که میان «عملکرد طبیعی بدن» و در مقابل «رفتار و قضاوت والدین» در ذهنشان بوجود می آید. همانند احساس شرم و عذاب وجدانی که بسیاری پس از انجام خودارضایی دارند. شانه خالی کردن و یا بینش منفی والدین در دستاویز شدن با مسائل جنسی کودکان ریشه در نگرانی و واهمه آنان از «غیر عادی» شدن و کودکان دارد. بسیاری معتقدند خودارضایی باعث می شود فرد در آینده از لحاظ سکسی افراطی شود و یا دست به خشونت و تجاوز زند. این در صورتی است که روانشناسان وجود رابطه مستقیمی بین سرکوب نیازهای جنسی در دوران کودکی و خشونت را تایید کرده اند. مثلا فرد به هنگام تجاوز برای رهایی یافتن از عقده های جنسی اش آنها را با اعمال خشونت بر سر دیگری خالی می کند. یا اگر شخص سکس را چیز بدی بداند، این تنفر باعث می شود فقط هنگامی سکس داشته باشد که در مقابل دستمزدی برای آن دریافت کند (نمونه ای از روانشناسی بچه های خود فروش). مکانیزم رفتارهای جنسی مانند عصبانیت است. فردی که عصبانیت خود را به راحتی نشان می دهد، به هنگام خشم عصبانیت خود را
تحت کنترل دارد و به دیگران آسیبی نمی رساند. اما فردی که همیشه تظاهر می کند آرام باشد و خشم را در خود فرو می ریزد، ممکن است با مصرف مشروبات الکلی تعادل خود را کاملا از دست داده و به دیگران تعدی نماید. بنابراین بعید است فردی که با بدن خود آشنا/ رفیق است و به نیازهای جنسی خود پاسخ منطقی می دهد، افسارگریخته دست به خشونت و تجاوز جنسی بزند.

پاسخ به سوالات

برخی بنابر تجربیات و خاطرات تلخ جنسی گذشته خودشان، از تکرار دوباره آن در مورد فرزندانشان در هراسند و سکسوآل بودن کودکانشان را کورکورانه انکار می کنند. اینکه کودک در مورد مسائل جنسی سکوت اختیار می کند دلیل بر عدم کنجکاوی او در این زمینه نیست. بلکه مطمئن باشید قبلا کنجکاوی و یا تمایلات او را به گونه ای سرکوب کرده اید و این اعتماد که شما را بعنوان سنگ صبور خود دانسته و راز و رمزش را با شما به میان بگذارد را از او جلب نموده اید. کودکانی که بیشتر مورد توجه و نوازش قرار گرفته و خودارضایی می کنند در روابط جنسی با شریک جنسی خود، کمتر دچار مشکل خواهند شد.

مشکلات در زمینه چگونگی رویاویی با سوالات جنسی بسیار است. در ابتدا گزینش واژه های مناسب برای محاوره ای ساده و دوستانه و سپس انتخاب زمان و مکان مناسب، می تواند کار را راحت تر کند. بعنوان نمونه به هنگام استحمام که هر دو برهنه می شوید، می توان پاسخگوی سوالات او باشید. نمونه سوالاتی که معمولا برای کودکان مطرح است:

  • چرا من آلت جنسی دارم؟ اسم آن چیست؟

  • چرا اندام تناسلی من چنین عملکردی از خود نشان می دهد؟ اسم عملکرد چیست؟

  • در مقابل تحریک شدن چه رفتاری باید نشان دهم؟نادیده گی و یا پذیرش؟

  • به هنگام تحریک جنسی چه اتفاقی می افتد؟

  • من چگونه بدنیا آمده ام؟

پاسخها باید ساده و از لحاظ علمی درست باشند. دروغ نبافید! اگر فکر می کنید کودک از لحاظ سنی معنی واژه های علمی را نمی فهمد از اصطلاحات عامیانه تر استفاده کنید. اگر کنجکاوی در این مورد نمی بینید خود به اندام جنسی کودک اشاره کرده و نام آن را به ایشان بیاموزید. این مساله در مورد دختران که آلت جنسی شان مخفی تر است بیشتر صدق می کند. در سنین بالاتر تغییرات بدن بهنگام ارگاسم در دختران نسبت به پسران که شاهد ضربان آلت تناسلی خود هستند، ناملموس تر است. حتی در امر آموزش چگونگی ارگاسم نیز پسران راحت ترند، زیرا معمولا در گروهای چند نفری با هم «جلق زدن» را به یکدیگر می آموزند.

تمایلات و رفتارهای جنسی کودک از دوران طفولیت تا سن پنج سالگی خلاصه می شوند در کنجکاوی، تحریک و پاسخ جنسی مداوم و خودانگیز او به محرکها مگر اینکه بنحوی از سوی دیگران سرکوب شوند. عمل استشهاد با رشد و ایجاد هماهنگی میان ماهیچه های بدن بعد از دو سالگی میسر می گردد. رفتارهای دیگر مانند بوسیدن و دست زدن به اندام های تناسلی یکدیگر در قالب بازیهای جنسی نزد کودکان چهار پنج ساله مشاهده می شود.

بازیهای جنسی

بازیهای جنسی کودکان با یکدیگر نه تنها زیان آور نیست، بلکه برای رشد هویت جنسی آنها لازمه ای است. شاید تا بحال کودکان را حین این گونه بازیها از قبیل «دکتر بازی» و یا تقلید از نقش پدر و مادر دیده اید، که چگونه با استفاده از اشیاء مختلف به "معاینه" بدن یکدیگر می پردازند و یا با تقلید از عمل تناسل روی یکدیگر می خوابند و به عقب و جلو می روند، بدین ترتیب یکدیگر را تحریک کرده و از گرمایی که در اندام جنسی شان بوجود می آید احساس مطلوبی می یابند. نکته ای که شاید بیشتر از خود این بازیها ذهن والدین را نگران می کند این است که شریک بازی بچه ها معمولا هم جنسشان می باشد. اما این بازیها/ شبه رفتارها تنها از روی کنجکاوی آنهاست و هیچ ارتباطی به هویت جنسی آینده شان ندارد. بازی از آنجا مثبت است که به کودک می آموزد:

  • در مورد تمایلات، احساسات و کنجکاویهای جنسی شان تنها نیستند.

  • این تمایلات و احساسات از جانب دیگری مورد تایید قرار می گیرند.

  • لخت شدن در مقابل هم جنسان خود خجالت آور نیست.

شش تا نه سالگی به عقیده زیگموند فرید زمانی است که کودک از لحاظ جنسی غیر فعال است و در صورت درگیری با مسائل جنسی شدیدا تحت تاثیر عواقب منفی آن قرار خواهد گرفت. البته صحت این تئوری هنوز تایید نشده. این دوره ای است که سوالات و کنجکاویهای کودکان در مورد ازدواج، سکس و حاملگی نمایان می شود. فانتزی های جنسی، استشهاد گروهی، تقلید عمل جفت گیری و تمایل به جنس مخالف از جمله تغییرات جنسی این دوره است.

در نهایت با نزدیک شدن سن بلوغ، تاثیر هورمونها و رشد سریع کودکان، رفتارها و تمایلات جنسی شان نیز شدت می یابد. تعداد استشهادها بیشتر شده و بسیاری از کودکان از مجلات و یا فیلم های پورنوگرافی برای تحریک خود استفاده می کنند. گفتنی است که پانورامای رفتارهای جنسی کودکان عمدتا به فرهنگ خانواده و جامعه ای که در آن پرورده می شوند و همین طور میزان مشاهده و کسب اطلاعات آنها از محیط پیرامونشان وابسته است.

خودارضایی کودکان

در نهایت مطلب را با اشاره به مساله خودارضایی به اتمام می رسانم.

بنابر آمار روانشناسان حدود هشتاد درصد پسران و پنجاه درصد دختران پانزده ساله ، اگر نه بیشتر!!، استشهاد /خود ارضایی می کنند. این عمل حتی از دوران جنینی در رحم مادر آغاز می شود. بنابر مطالعاتی که در این زمینه روی نوزادان تا سن 18 ماهگی صورت گرفته، کودکانی که از محبت و نوازش جسمی زیادی برخوردار می شوند بکرات با اندام تناسلی خود باری می کنند و برعکس. امروزه تشویق کودکان به استشهاد امری ناپسند و یا اشتباه تلقی می شود این درصورتی است که سکسولوژیست ها در کلینیک های درمانی خود از استشهاد به عنوان فنی برای رفع مشکلات جنسی افراد اعم از انزال زودرس و ناتوانی جنسی استفاده می کنند. البته ریشه این گونه خرافات، از قبیل اینکه خود ارضایی موجب کوری، صرع، نازایی و اختلالات روانی می شود و همچنین کار آدمهای تنها و افسرده است، به قرن هفدهم میلادی برمی گردد. بیشتر زنان و یا مردانی که از عدم ارگاسم یافتن رنج می برند، در گذشته نیز خودارضایی نکرده اند و یا توسط والدین از انجام آن منع شده اند. خودارضایی خودشناسی فعال بدنی است. انعکاس آن حتی در روابط زناشویی نیز دیده می شود. اگر زنی به وجود عضوی با نام «کلیتوریس» در اندام جنسی خود و عملکرد آن آگاه نباشد، چگونه می تواند از شریک جنسی خود این انتظار را داشته باشد که رمز به ارگاسم رسیدن او را بداند؟! آیا این انتظار بی جا نیست؟ انجام خودارضایی در حضور شریک جنسی نشانه عدم کفایت جنسی او نیست، بلکه این شانس را بدو می هد تا با مشاهده دقیق نقاط حساس و روش صحیح تحریک جنسی شما را بیاموزد.

متاسفانه هنوز برخورداری از لذت جنسی، آنهم از بدن خود نزد بسیاری آغشته به احساس گناه، شرم و عذاب وجدان است. باید این طلسم را شکست. نقطه آغاز از کودکان است. سعی کنید مدتی از روز را بدون لباس و کاملا لخت باشند تا حس کنجکاوی آنها نسبت به اندام جنسی شان برانگیخته شود. اگر متوجه خودارضایی آنها شدید تنهایشان بگذارید. کودکان نیز همانند بزرگسالان نیاز دارند مدتی با خود و بدور از مزاحمت دیگران باشند. اگر به اشتباه بودن روش خودارضایی شان پی بردید سعی کنید با احترام به احساسات و شخصیت و حرمتشان، دوستانه و بدون سرزنش روش صحیح استشهاد را بدانها بیاموزید. خودارضایی تراژدی نیست، عشق به خود است!

منبع از womanology

تاریخ قرا گیری مطلب بعدی ۹ / ۱ / ۱۳۸۵

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر