تبلیغات کلیکی و کسب در آمد لطفا کلیک کنید برای حمایت از ما

جستجو در کل مطالب این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۲۲, یکشنبه

تأثير اشتغال بر عملکرد زن


آگوست 10, 2009 روی 11:50 ق.ظ · طبقه بندی شده زیر زنان and tagged: ,
امروزه مشارکت روز افزون زنان در بيرون از خانه باعت تقويت حس اعتماد بنفس و استقلال و افزايش قدرت تصميم گيري و برخورد مناسب با رويدادها و حوادث زندگي و اثر مطلوب بر روابط خانوادگي برجاي گذارده است .
در واقع زن با کار و فعاليت اجتماعي قدرت خلاقيت ، کارآيي و استقلال بيشتري مي يابد چرا که زن در ازاء دريافت وجه حاصل از فعاليت اجتماعي و همچنين تبادل اطلاعات علم و آگاهي و تعامل اجتماعي استقلال عمل بيشري مي يابد بهتر مي تواند در برابر مشکلات خانه و محيط کار تصميم گيري و مداخله نمايد .
به طور کلي بايد گفت هر چه زنان بيشتر وارد عرصه اجتماعي شوند به همان نسبت بحران هويت فردي و اجتماعي ، افسردگي و انزواگرايي ، بيزاري از نظام کنترل اجتماعي ، بي اعتمادي و بدبيني به قوانين و قواعد حاکم بر جامعه در اين قشر عظيم کاسته خواهد شد .۲ – چگونه بين نقشهاي مختلف يک زن ناهماهنگي بوجود مي آيد ؟هر فرد بر حسب موقعيت خويش در گروه و جامعه بايد الگوهاي عملي خاصي را رعايت کند ، که به آن « نقش » مي گويند . مجموعه حقوق و تکاليف هر نقش « انتظارات نقش » نام دارد .
مهمترين مسئله اي که در اشتغال زنان بايد مورد توجه قرار گيرد وجود نقش هاي متعددي است که زنان بايد به عنوان همسر و مادر و گرداننده خانواده به عهده گيرند . نقشهايي که در جامعه ما به صورت سنتي به آن نگريسته مي شود و گاهي با نقش مدرن زن به عنوان يک فرد شاغل در خارج از خانه ناهماهنگ مي باشد .
زنان شاغل در حالي که نقشهاي دوگانه اي را ايفا مي کنند ، در زمينه انجام وظيفه و مسئوليتهاي ناشي از نقشهاي خانگي و شغلي خود تا حد متوسطي دچار دوگانگي نقش مي شوند .
زنان شاغل ميزان مشارکت همسرانشان را در امور منزل و خانه داري کم ارزيابي کرده اند . زنان شاغل بار عمده ايفاي مسئوليت سنگين خانه داري در کنار وظايف شغل و مسئوليتهاي حرفه اي و کار به تنهايي بر دوش آنان قرار مي گيرد و آنان در قبال اين وظايف خود را مسئول مي بينند و مايلند که شغل خود را حفظ کنند و به هر ترتيبي ادامه دهند ، بنابراين در وضعي قرار مي گيرند که از يک سو قادر به پاسخگويي کامل به انتظارات هر دو نقش خويش نيستند و از سوي ديگر مايلند که هر دو نقش را به خوبي ايفا نمايند .تأثير اشتغال زنان در تربيت فرزندان چيست ؟
3 – آيا اشتغال زن خللي در تربيت فرزندان ايجاد مي کند ؟
مادر وسيعترين دنياي رواني و اجتماعي کودک است و از نظر کودک همچون کسي است که از تمام نقاط اين جهان اطلاع دارد .
اشتغال مادر موجب اختلال در تکوين شکل گيري دلبستگي کودک نسبت به مادر مي شود .
چرا اينکه مراقبت کودک از حالت انفرادي به حالت گروهي در مي آيد و نتيجتاً دلبستگي کودک نسبت به مادر از حالت طبيعي خارج مي گردد .
چيزي که مسلم مي باشد اين است که مادران شاغل همانند مادران غيرشاغل نمي توانند به طور تمام و کمال به کودکان خود رسيدگي کنند چون مادر چندين ساعت از روز را خواه ناخواه جداي از فرزند بسر مي برد . و وقتي که بعد از سپري شدن اين ساعات به فرزند مي رسد خستگي ناشي از دنياي ماشيني امروز و خستگي فکر و ذهني به مادر اجازه نمي دهد که در آن ساعات باقي مانده روز به کودک رسيدگي کافي و لازم را نمايد چون از طرف ديگر مسئوليت خانه و خانه داري نيز به دوش او مي باشد .
در نتيجه بايد گفت زنان واجد شرايطي هستند که مي توانند در رسيدن به مقاصد آرماني کشور نقش بسزائي داشته و در محافل علمي – اداري به مانند : مردان نقش فعالي داشته باشند .
امروزه با توجه به افزايش فزاينده مادران شاغل و به منظور جلوگيري از اثرات جبران ناپذير رشد و نمو کودک ، افزايش مرخصي زايمان ، ايجاد مهدکودک در محيط کار بر طبق استاندارد جهاني و زدودن مشکلات اقتصادي در ابعاد مختلف از وظايف حساس دولت به شمار مي رود .4 – تقسيم کار بين زن و مرد در صورت اشتغال زن چگونه است ؟
زنان شاغل تا چه حد چنين احساس و ادراکي دارند که قادر به انجام همزمان وظايف و مسئوليتهاي هر دو نقش خانگي و شغل خود نيستند . يعني تا چه حد در انجام و مسئوليتهاي مرتبط با خانه داري و امور منزل با وظايف ناشي از مسئوليتها و تعهدات شغلي و اشتغال خود احساس ناهماهنگي مي کنند .
سئوالي که اينجا مطرح مي باشد اين است که آيا زنان شاغل براي ايفاي نقش خانگي خود ، در تلقي و تعريفي که به طور سنتي از چگونگي ايفاي وظايف مرتبط با اين نقش دراد تغيير داده اند ، يا همچنان در چهارچوب الزامات نقش سنتي خود به وظايف خانگي به عنوان يک مادر يا همسر مي نگرند .
بنابراين از يک سو به سبب نيازها و مقتضيات جامعه نيز نياز به استفاده از نيروي کار زنان متخصص و تحصيلکرده و حتي ضرورتهاي مشترک زندگي خانوادگي ، نظير درآمد اقتصادي و بهبود سطح فرهنگي اشتغالشان اجتناب ناپذير تلقي مي شود و زنان به حضور در عرصه اجتماع ترغيب مي شوند . اما از سوي ديگر از تغييرات فرهنگي که مي بايد در نظام ارزشها و تخصيص نقشها و جابجايي وظايف ، که مستلزم مشارکت مرد در انجام امور خانه داري است بطوري که زن کمتر احساس خستگي مفرط ناشي از انجام امور خانه داري کند خبري نيست . و همين امر باعث شده که زنان در انجام وظايف خود در خانواده و روابط با همسر و فرزندان دچار مشکلات شوند و هم در پيشرفت شغل دچار رکود گردند .
به طور کلي بايد گفت ميزان انتظار زنان از همسرانشان در انجام امور خانه متفاوت استو بستگي به عواملي از جمله تحصيلات زن ، ميزان درآمد زن و زناني که همسرانشان داراي مشاغل آموزشي ( معلم ، دبير يا مدير مدرسه ) هستند متفاوت مي باشد .۵ – چه موانعي بر سر راه اشتغال زنان جامعه است ؟مسائلي که سد راه زنان در کاريابي مي شود ، نگرش ها و باورهاي ناصحيحي است که برخي از مردم دچار آنند . برخي عقيده دارند که موجودي به نام زن صرفاً براي کارهاي خانه داري آفريده شده است و لزومي ندارد در خارج از منزل به فعاليتي مشغول باشد .
عوامل متعدد اقتصادي ، اجتماعي ، قانوني و فرهنگي ويژه اي در جامعه وجود دارد که مانع از افزايش مشارکت زنان در فعاليتهاي اقتصادي مي شود . اين موانع به سه گروه تقسيم مي شود :
الف – موانع اقتصادي
ب – موانع اجتماعي – قانوني
ج – موانع اجتماعي – فرهنگيالف – موانع اقتصادي
به طور کلي در زمان رکود اقتصادي ، نيروي کار کمتري مورد نياز است و تعداد زيادي از افراد جوياي کار ، شغل نمي يابند و عده اي از افراد کار و شغل خود را از دست مي دهند . اولين گروهي که کار خود را از دست مي دهند و يا اصلاً کار به دست نمي آورند معمولاً زنان هستند .ب – موانع اجتماعي – قانوني
تبعيض جنسي در اشتغال از عوامل بسيار مؤثر عدم افزايش مشارکت اقتصادي زنان است . تبعيص جنسي در بدو استخدام به اين صورت است که تنها آن دسته از زناني استخدام مي شوند که واجد تحصيلات و دانش بالاتر از مردان همکار خود باشند . تبعيض جنسي در نوع آموزش و نظام آموزش و پرورس ، از موانع بارز مشارکت زنان در همه حوزه هاي فعاليت اقتصادي است .ج – موانع اجتماعي – فرهنگي
از عوامل مؤثر درکاهش مشارکت اقتصادي زنان در شرايط نبود تأمين اجتماعي لازم و کافي ، متأهل بودن است . زنان به دليل اينکه مسئوليت امور خانه بر دوششان گذاشته شده کمتر به دنبال مشارکت فعاليتهاي اقتصادي هستند . کم تنوعي فرصتهاي شغلي يعني محدود شدن حيطه اشتغال زنان به مشاغل کم هر دو با شرايط بدو دشوار و همچنين ناچيز بودن تعداد زناني که در سمتهاي بالاي اداري حضور دارند به دليل پيش داوريهاي منفي مديران در رابطه با استعدادها و تواناييهاي زنان مي باشد .۶ – چگونه مکاني مناسب اشتغال زنان مي باشد ؟
براساس باورها و عقايد حاکم بر جامعه ما ، هر حيطه کاري مناسب حضور زنان نيست و يقيناً ديدگاههاي فرهنگي و اجتماعي حاکم بر ذهن مردم ما برخلاف ، آنچه در غرب رايج است ، حضور زنان را در محيط هاي کارگري نامناسب ، منع مي کند و نسبت به آن نظر مخالف دارد .
بنابراين مکاني را که زن در آن مشغول به فعاليت مي باشد بايد از هر لحاظ موافق با هنجارهاي اسلامي منطبق با شئونات زن باشد ، مبناي تقوايي و فرهنگ ديني را از زن نگيرد . در واقع حضور او در جامعه يک حضور برخاسته براي اعتلاي اجتماعي است . يعني با حضور در اجتماع بتواند هم به جامعه خدمت نمايد و هم وظايف و مسئوليتهاي خانه و خانه داري را انجام دهد .
گاهي اوقات مشاهده مي شود که زنان در فضايي مشغول به کار مي باشند که شخصيت و هويت زن در قبضه اراده و اختيار ديگران قرار مي گيرد و با استفاده از ويژگي هاي خاص زنانه ، تبديل به وسيله تبليغاتي براي سودجوييهاي کلان ديگران مي شوند که در شأن و مرتبه زن خصوصاً در جامعه اسلامي نيست .7 – ديدگاه جامعه نسبت به اشتغال زنان چيست ؟
بسياري از افراد جامعه بخصوص در شهرستانها نسبت به شغل زن ديد مناسبي ندارند و تنها جايگاه زن را « خانه » مي دانند و احتمالاً کارهاي غير از « خانه داري » را براي زنان ضد ارزش تلقي مي کنند . نبود قوانين روش در دفاع از زن ، کمبود شغل فقدان سيستم تأمين اجتماعي و بالاخره کم سوادي و بي سوادي از عواملي است که باعث تقويت اين بينش شده است و روحيه محافظه کاري و پذيرش جايگاه محدود را در زن ايراني تداوم و تحکيم بخشيده است .
براي آغاز هر گونه تحول در ساخت اقتصادي و اجتماعي جامعه زنان بايد يک تحول در بينش عمومي نسبت به حقوق و جايگاه زن بوجود آورد . در تغيير نگرش جامعه نسبت به مشاغل زنان توجه به موارد زير قابل ذکر است :
- ريشه کني بيسوادي
- زنان خودشان را باور داشته باشند و باحضور مداوم خود در اشتغال و مديريتها گامي در جهت توسعه کشور بردارند .
- زنان در جهت افزايش حقوق خود تلاش کنند .
- از توان زنان در امور قضايي ، وکالت و … استفاده شود .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر