تبلیغات کلیکی و کسب در آمد لطفا کلیک کنید برای حمایت از ما

جستجو در کل مطالب این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۱۰, سه‌شنبه

7 اشتباه بزرگی که موجب مرگ یک رابطه می شود

دوشنبه 6 خرداد 1387

7 اشتباه بزرگی که موجب مرگ یک رابطه می شود

7 اشتباه بزرگی که موجب مرگ یک رابطه می شود

ترجمه : گروه ایران-ایران

www.asheghi4u.net

به یاد داشته باشید، همه ما در زندگی لیز می خورریم، همه ما. به همین دلیل بهتر است که همیشه دست در دست یکدیگر در طول زندگی راه برویم.

امیلی کیمبرگ

ابتدا چند نکته ای را که باید در یک ازدواج رعایت شود بیان می کنم:

  • با هم تنها باشید

  • یکدیگر را تحسین کنید

  • با هم صمیمی باشید

  • شریک یکدیگر و بخشنده باشید

اما اهمیت آنچه که باید انجام شود به اندازه ممنوعات یک رابطه است. من مطمئن هستم که همه شما بارها در دام این اشتباهات افتاده اید، درست مانند خود من. من از اشتباهات خود عبرت گرفته ام و هر گاه که امکان انجام یکی از آنها وجود دارد متوجه نشانه های آن شده و سعی می کنم به نحوی آن را اصلاح نمایم.

اگر در زندگی از انجام اعمال زیر اجتناب ورزید و کارهای ذکر شده در بالا را انجام دهید در این صورت رابطه ای بسیار عمیق خواهید داشت.

1- خشم:

مانند یک سم در رابطه است که با چیزهای کوچکی مانند (شوهرم دستمال دستشویی را نخریده است یا همسرم ظرفها را بعد از صرف شام نشسته است.) شروع و به مشکلی بزرگ تبدیل می شود. احساس خشم بسیار خطرناک است زیرا ما همیشه مستعد آن هستیم و بدون آنکه متوجه باشیم این احساس را درون خود داریم البته بدون آنکه شریک زندگیمان متوجه این مطلب باشد. هر آن که متوجه وجود خشم در درونتان شدید به این نمته توجه داشته ساشید که بهتر است آن را در همان ابتدا که کوچک است از بین ببرید. برای این کار دو راه وجود دارد: 1- یک نفس عمیق کشیده و آن را فراموش کنید. شریک زندگیتان را همانگونه که هست و با همه اشتباهاتش قبول کنید. هیچ انسانی کامل نیست. یا 2- در صورتیکه نمی توانید با مسوله کنار بیایید می توانید با همسرتان صحبت کرده و راهی را بیابید که برای هر دوی شما کار ساز باشد (نه فقط برای شما). سعی نمایید با حالتی بدور از تنش به نحوی صحبت کنید که بتوانید احساسات خود را بدون متهم کردن وی بیان کنید.


2- حسادت:

حسی غیرقابل کنترل، ناخواسته، ناخوانده و مانند حس خشم سم است. کمی حسادت مشکلی ایجاد نمی کند اکا زمانیکه به حدی می رسد که شما میل به کنترل همسرتان دارید دیگر خطرناک بودن و منجر به مشاجرات غیر ضروری و در نتیجه ناراحتی دو طرف می شود. چنانچه با این مشکل مواجه هستید به جای کنترل همسرتان سعی در ریشه یابی این مشکل ( که معمولا احساس عدم امنیت است) نمایید. این ریشه ممکن است به رابطه قبلی شما که در آن صدمه دیده اید یا به حوادثی که در گذشته رابطه فعلیتان رخ داده است باز گردد.


3- انتظارات غیر واقعی:

ما معولاً تصوی از همسر خود در ذهنمان داریم. مثلاً همیشه از آنها انتظار داریم که ما در ارجعیت قرار دهند، غافلگیرمان کنند، حمایتمان کنند، همیشه لبخند بزنند، کار کنند و تنبلی نکنند و هزارن انتظار متفاوت دیگر. برخی از انتظارات مانند انتظار به وفادار بودن لازمه یک رابطه هستند اما گاهی اوقات بدون آنکه متوجه باشیم انتظاراتی داریم که بسیار فراتر از واقعیت هستند. همسرمان مانند هزاران انسان دیگر صد در صد کامل نیست. نمی توانیم از او انتظار داشته باشیم که در هر ثانیه شاد و دوست داشتنی باشد. همه ما گاهی شاد و گاهی بی حوصله هستیم. نمی توانیم انتظار داشته باشیم که همیشه به ما فکر کنند. آنها به خودشان و دیگر افراد نیز فکر می کنند. نمی توانیم نتظار داشته باشیم که درست ماند ما باشند. انسنها متفاوت هستند. داشتن انتظارات بالا منجر به ناامیدی و در نتیجه خشم می شود. به ویژه زمانیکه در این موارد با همسرمان صحبت نکنیم. بدون بیان انتظاراتمان چگونه می توانیم از همسرمان انتظار برآورده نمودن آنها را داشته باشیم؟! راه درمان این مشکل پایین آوردن سطح انتظاراتمان است به نحوی که همسرمان توانایی نشان دادن خود واقعیش را داشته باشد و ما نیز وی به خاطر آنچه که هست دوست بداریم. هر انتظاری که از همسرمان داریم باید درباره آنها با همسرمان صحبت نماییم.


4- نداشتن وقت کافی:

این مشکل در مورد زوجهایی که دارای فرزند هستند و زوحهایی مه در کارشان، تفریحاتشان، دوستانشان، خانواده هایشان و غیره غرق شده اند صادق است. زوجهایی که زمانهایی را برای تنها بودن با یکدیگر اختصاص نمی دهند به تدریج از یکدیگر فاصله می گیرند. باید برای خود زانی را ایجاد کنید و در آن زمان هر کار دیگری را فراموش کنید. یک پرستار بچه بگیرید، یک روز از کارتان مرخصی بگیرید، قرارهایتان را کنسل کنید و زمانی را با همسرتان بگذرانیدو لازم نیست حتماً به یک رستوران گران قیمت بروید، رفتن به یک پارک، ورزش با هم یا تماشای یک فیلم در منزل نیز کافی است. دراین زمانها سعی کنید با همستان ارتباط برقرار نمایید.

5- عدم ارتباط کافی:

این اشتباه تمامی جنبه های دیگر را تحت تاًثیر قرار می دهد. ارتباط خوب هسته مرکزی یک رابطه خوب است. اگر خشمگین هستید باید راجع به این احساس خود صحبت کنید، اگر حس حسادت دارید باید آن را ریشه یابی کنید، اگر هر مشکل دیگری دارید باید درباره آنها صحبت و با همستان ارتباط برقرار کنید. برقراری ارتباط تنها به معنای صحبت کردن و موافقت کردن نیست بلکه برقراری ارتباط به معنای صادق بودن و عدم متهم ساختن یا سرزنش کردن همسرمان است. به جای انتقاد کردن می توانید راجع به احساساتتان از قبیل ناراحتی، تاسف، ترس، خوشحالی و غیره صحبت کنید. درباره راه حل یک مشکل صحبت کنید تا به نتیجه ای که مورد دلخواه هر دوی شما است دست یابید.


6- عدم سپاسگذاری:

گاهی اوقات هیچ مشکل بزرگی مانند حس حسادت، خشم یا انتظارات نامعقول در رابطه وجود ندارد اما در عین حال هیچگونه ابراز احساسی ناشی از رضایت نیز در رابطه دیده نمی شود که البته این مسئله به بدی دیگر مسائل است. زیرا در این حالت همسرتان احساس می کند که از او سو استفاده شده است. همه دوست دارند برای همه آنچه که انجام می دهند از آنها تشکر شود. همانگونه که در هکسرتان متوجه اعمالی می شوید که دوست ندارید باید به کارهای خوب او نیز توجه کنید. آیا ظرفهایتان را می شورد؟ آیا غذای مورد علاقه تان را درست می کند؟ آیا شما را در کارتان کمک می کند؟ زمانی را برای تشکر کردن از او اختصاص دهید.


7- کمبود عاطفه:

اگرچه همه چیز ممکن است خوب پیش برود اما اگر هیچکونه عاطفه ای در میان نباشد در این صورت با مشکل مواجه هستیم. یکی از تاثیرات این مسئله پیش رفت رابطه به سوی رابطه ای افلاطونی است. اگرچه این مسوله به اندازه دیگر مسائل بزرگ نیست اما موقعیت خوبی هم نیست. داشتن عاطفه بسیار با اهمیت است. به ویژه اگر این عاطفه و درریافت آن از سوی کسی باشد که دوستش داریم. هر روز زمانی را برای ابراز عاطفه به همسرتان اختصاص دهید. زمانیکه از کار به خانه بر می گردد اورا به گرمی در آغوش بگیرید. صبح ها بسیار آرام و رمانتیک از خواب بیدارش کنید. هنگام تماشای یک فیلم پشتش را ماساژ دهید و همیشه به او لبخند بزنید.

8- این نکته در این ایست قرار ندارد اما بسیار مفید است. در همه روابط بحث و مشکل وجود دارد اما مهم این است که بتوانید این مشکلات را حل کرده و آرام بمانید. متاسفانه تعدادی از ما بسیار لجباز تر از آن هستیم که بخواهیم راجع به مشکلاتمان صحبت کنیم. زیرا همیشه حق باید با ما باشد و نمی خواهیم به اشتباهاتمان اعتراف کنیم. دوست نداریم از عبارت معذرت می خواهم استفاده کنیم. اما این اعمال و افکار بچه گانه هستند. زمانیکه فکر می کنید لجباز هستید سعی کنید خودخواهی و کودک بودن را کنار گذاشته و در باره مشکل موجود صحبت کنید. از اینکه در معذرت خواهی اولین باشید نترسید. از لجبازی بگذرید تا به نتیجه بهتری برسید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر