تبلیغات کلیکی و کسب در آمد لطفا کلیک کنید برای حمایت از ما

جستجو در کل مطالب این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۱۱, چهارشنبه

آیا پسرها بیشتر از دخترها می فهمند

سه شنبه 1 فروردین 1385

آیا پسرها بیشتر از دخترها می فهمند

همه می دونیم که دخترها از پسرها زودتر بالغ میشوند.این بلوغ تنها فیزیکی نیست بلکه عقلی هم هست.یعنی اینکه وقتی یه پسر و دختر 10 ساله رو بغل هم میزاری عملاً میفهمی که دختر خیلی بهتر از پسر مسائل رو درک میکنه.این ماجرا ادامه داره تا بعد از مدتی که سیر نزولی به خودش میگیره.یعنی جای دختر و پسر در سنین 17 – 18 سال عوض میشه و از اونجا به بعد همینطور فاصله بین این 2 تا زیاد میشه.دلیلش واقعاً چیه؟ چرا باید اینجور باشه؟ اگر دقت کنین میبینین که این مورد دقیقاً از زمانی شروع میشه که مادر تصمیم میگیره دخترش رو از بقیه جدا کنه! ارتباطاتش رو کم کنه.دختر بینوا تا پریروز راحت بازی میکرده و با دوستاش تو سر و مغز هم میزدند ولی الان دیگه مامانه احساس خطر میکنه! مادر از جانب پسرهایی که هنوز حتی به سن بلوغ هم نرسیدند احساس خطر میکنه! در نتیجه دختر باید بتمرگه تو خونه و آموزش خانه داری ببینه! مادر کل ارتباطاتش رو قطع میکنه و شروع میکنه از عقاید دری وری تو گوش دختر خوندن تا یاد بگیره چطور خویشتندار باشه و خودکشی روحی بکنه! اما با پسر خونه کاری نداره، بلکه واسه پسر خوبه که شیطونی کنه! نشونه سلامتیشه! پسره تو اجتماع ول میگرده و آزاده. هر غلطی هم که بکنه اشکال نداره چون پسره! از طرف دیگه پسرها هم یهویی همبازیهای جنس مخالفشون رو از دست میدن! اونهایی که تا دیروز از سر کول هم بالا میرفتن الان شدن 2 دسته که یکیش کاملاً پارچه پیچ شده و کنترل میشه تا مبادا از ارزش بیوفته! نتیجه این میشه که سن بلوغ پسرها هم پایین میاد.شما توی کوچه ها عملاً میبینین که یه بچه 12 ساله داره فحشهای جنسی میده و به دخترها متلک می اندازه و نیشش هم بازه! ولی به هر حال چون پسره، مجازه که همه جا رو به آتیش بکشه! اون باید تجربه کسب کنه.باید ارتباط داشته باشه.اون دوستاش رو خودش انتخاب میکنه در عوض دوستای دختر باید از سی تا فیلتر رد بشن! مادر فکر میکنه ممکنه دخترش فاسد بشه! برای همین نباید با هرکسی دوست بشه! باید با یه دختر ساده و بدبخت دیگه مثل دختر خودش دوست بشه تا مبادا چشم و گوشش باز بشه! در نتیجه دختر با دوستانش هم نمیتونه تبادل اطلاعاتی داشته باشه چون اون هم یه گیجیه مثل خودش! پسر با دوستاش میره اینور و اونور، توچال، لواسون، پارک چیتگر، جاده چالوس ولی دختر باید مسیر مدرسه تا خونه رو هر روز تشریح کنه! پسر میره، میگرده، حرف میزنه ، تجربه میگیره اما تمام اینها واسه دختر زشته! گردش یعنی ولگردی، حرف زدن یعنی چشم دریدگی! یعنی از یه حدی بیشتر خفه شو و تو کار دیگران دخالت نکن! تجربه یعنی چشم و گوش باز شدن! اطلاعات یعنی بفهمی ای بابا دارن میکشنت! پسر اطلاعات رو از جهان خارج میگیره در عوض دختر نحوه پخت قرمه سبزی رو از جهان داخل یاد میگیره! پسر باید ورزش کنه ولی دختر رو باید تو هفت تا سوراخ قایم کرد.پسر بالغ میشه ، احساس بزرگ شدن میکنه و ابراز وجود میکنه.تو بحثها شرکت میکنه و نظر میده ولی دختر بیچاره از زمان بلوغ دیگه اصلاً اطلاعاتی بهش
نرسیده. هرچی هم بلده اینقدر سانسور شده که اصلاً کامل نیست. از طرفی اینقدر کشتار روحی شده که کاملاً اعتماد بنفسش رو از دست داده. حرفاش توی خونه با صدای رادیوی آشپزخونه یه معنی میده! هیچ وقت بهش اجازه ابراز ندادن چون باید طبق صلاحدید بقیه زندگی کنه! اینقدر ساکت شده که تا بخواد یک کلمه حرف بزنه آنچنان نگاهها روش سنگینی میکنه که اصلاً یا از خیرش میگذره یا آخرش میگه باشه هرچی شما بگین!
.....دیروز بعد از مدتها با یکی از دوستام تلفنی حرف زدم.ازدواج کرده بود.وقتی از زنش پرسیدم گفت یه دختر پاک و معصوم! تو کوچه ولش کنی گم میشه! اگه یه جا من نباشم ممکنه از بغض گریه کنه!! فقط بهش گفتم خاااااااااک بر سرت که افتخارت اینه! مرتیکه نفم زن نمی خواسته بلکه یه گاو واسه دوشیدن میخواسته.یوغ بندازه گردنش که ازش کار بکشه.جلوش غذا بندازه و هر غلطی کرد خیالش راحت که مهم نیست.لازم شد 2 تا هم تو سرش بزنه تا فرمانبرداری کنه. باید عین یه احمق زندگی کنه تا بهش بگن پاک و نجیب! واقعاً این چه رسومیه که راه انداختین؟ تا کی میخواین خودتون رو مسخره دیگران بکنین؟ ارتباطات رو قطع میکنین تا از انحراف جلوگیری کنین؟اسمش رو هم میزارین ارزش!! مگر پسر تو همون خونواده بزرگ نشده؟ چرا اون منحرف نمیشه؟ یا اگه میشه نکنه اشکال نداره؟ شما با اینکار ارزشها رو عوض کردید.یه بابایی تو یه بحثی داشت از دوست دخترش میگفت! باهاله، خوشگله، با کلاسه، نوار خاجی گوش میده! خیلی میفهمه،کتاب متن
آهنگهای john bon jovi رو میخونه!! نزنی تو سر خودت؟ اینها شده ارزش؟ البته حق داره! تو این ویرانه آباد یه همچین فردی باید یکم روشنتر باشه!زشت نیست بخدا؟ ما ارتباطات و اطلاعات رو میبندیم و در عوض جفنگیات جایگزینش میکنیم. مسلماً وقتی یه دختر نتونه بار ارزشی ذهنی پیدا کنه، نتونه تجربه پیدا کنه، نمیتونه روشن فکر کنه.وقتی اطلاعاتش به روز نیست نمیتونه راه حل ارائه بده. البته این تو ایران رسمه! باید رسما َدختر رو خر نگه دارن تا بتونن ازش راحت استفاده کنن! این فرهنگ ماست.در نتیجه، دختری که بار علمی پیدا نمیکنه ارزش براش میشه صندل روباز! پراید هاچ بک دوست پسرش!!که تازه اونهم مال باباشه! شلوار بهترین مارک، دوخت ترکیه!!مسلماً وقتی دختر اینقدر ضعیف ذهنی بشه عملاً دیدش عوض میشه و مثلاً از ورزش یه میدان نمایش می سازه! کوهپیماهای دختری که با آخرین مدل لباس و آرایش ارتفاعات درکه رو طی میکنن! فکرم میکنن خیلی باکلاسن! تو دکه سید دارآباد قلیون میکشند یا پشت تخته سنگهای دربند آبجوی هلندی میخورن! وقتی دریچه های ارتباطی رو با ابزار اخلاق میبندیین همین میشه نتیجه اش. دریچه های اطلاعاتی رو باز کنین.دختر مجازه هرجور دوست داره زندگی کنه.دختر باید روشهای زندگی رو بشناسه و خودش یکیش رو انتخاب کنه .نباید بهش روش زندگی تزریق کرد .اگر هم اشتباه کنه دلیلش تنها و تنها ضعف تربیتی خانواده اونه و نه چیز دیگر.

منبع از الهام نویسنده وبلاگ amuzesh6

تاریخ قرارگیری مطلب بعدی : ۴/۱/۱۳۸۵ ساعت ۲ بعد از نیمه شب به وقت تهران

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر