تبلیغات کلیکی و کسب در آمد لطفا کلیک کنید برای حمایت از ما

جستجو در کل مطالب این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۱۵, یکشنبه

آسیب شناسى طلاق در جامعه


سه شنبه 20 فروردین 1387

آسیب شناسى طلاق در جامعه

آسیب شناسى طلاق در جامعه
قصه
پر غصه طلاق
254742.jpg

على دوستى، سمیه صیادى فر
از بدو خلقت انسان، همواره زنان و مردان، با تشکیل کانونى به نام خانواده، عمرى را در کنار هم گذرانده و فرزندانى در دامان پر مهر خود پرورش داده و از این جهان رخت بربسته اند.در یک نگاه ظاهرى متوجه مى شویم که عناصر اصلى تشکیل دهنده خانواده، یک زن و یک مرد است که مطابق آداب و رسوم اجتماعى خویش با یکدیگر پیوند زناشویى بسته اند و بعد فرزند یا فرزندانى بر جمع آنها افزوده شده است.
شاید بتوان در یک تقسیم بندى کلى زندگى انسان را به دو بخش اساسى تقسیم کرد.این دو بخش شامل دوران مجردى و دوران متأهلى است.متأهل کسى است که ضمن تعهد به شخصى دیگر و پایبندى به این پیوند وظایف و حقوقى را بر عهده دارد.
در هر حال چه ازدواج را پیوند میان دو روح تلقى کنیم و چه آن را صرفاً قراردادى اجتماعى بدانیم، داراى تأثیرات اساسى در زندگى فرد و اجتماع است.اساسى ترین و آشکارترین کارکرد ازدواج بقاى نسل است و علاوه بر آن کارکردهاى دیگرى نیز بر آن مترتب است.طبیعى ترین شکل خانواده همین است که هیچ عاملى جزء مرگ نتواند پیوند زناشویى را بگسلد و میان زن و شوهر جدایى بیفکند. اگر ازدواج را قراردادى بین دو شخص براى زندگى مشترک بدانیم، این قرارداد همواره دائم نیست و گاهى بنا به دلایلى فسخ مى شود.جریان فسخ قرارداد بین یک زوج را اصطلاحاً طلاق مى گویند.
هیچ دخترى در آغاز زندگى و در پاى سفره عقد تصور نمى کند ممکن است روزى مشکلات چنان بر او غلبه کنند و شرایطى بر او تحمیل شود تا دادخواست طلاق داده و به زندگى مشترکش پایان دهد.
طلاق، احساس باخت و بازنده بودن در ارتباط زناشویى است که طرفین آن براى رهایى از این احساس، اقدام به جدایى مى کنند.گاهى طلاق، تنها راه منطقى، براى حل مشکل به نظر مى رسد.آنچه داراى اهمیت است، نگرش متفاوت افراد جامعه، نسبت به این پدیده است.
طلاق دلایل گوناگونى دارد.این دلایل متناسب با موقعیت، طبقه و جایگاه اجتماعى زوجین متفاوت است.شناخت عوامل مؤثر در شکل گیرى این پدیده، در کنترل و کاهش آن نقش بسزایى خواهد داشت.

عوامل مؤثر در طلاق
به گفته کارشناسان، ازدواج هایى که درآ نها هماهنگى بیشترى میان زوجین وجود دارد موفق ترند و کمتر به طلاق مى انجامند.تشابهاتى مانند طبقه اجتماعى، سطح تحصیلات، هم نژاد، هم دین، هم زبان بودن و ...، یک ازدواج موفق را رقم مى زند.ازدواجى که با تشابه نژادى _زبانى _روانى واجتماعى صورت بگیرد ازدواجى موفقیت آمیز است.
تفاوت طبقاتى یکى از عواملى است که با امکانات اجتماعى؛ معمولاً دیدگاه هاى مختلفى را به وجود مى آورد.البته اگر دو نفر، آن اندازه از آگاهى لازم برخوردار باشند که این تفاوتها را به رسمیت بشناسند ازدواجشان منعى ندارد.
دکتر آقاجانى (جامعه شناس)،معتقد است: «طلاق به عنوان مسأله اجتماعى یکى از تلخ ترین پدیده هاى حیات انسانى است.مى توان گفت کمتر پدیده اجتماعى به پیچیدگى طلاق وجود دارد.علل و عوامل طلاق متفاوتند و این علل و عوامل یا در لایه هاى عمیق اجتماعى قرار دارند یا در لایه هاى ظاهرى.اما باید توجه داشت که درک ،فهم و تفسیر لایه هاى عمقى کار پیچیده اى است.»
دکتر آقاجانى علل و عوامل تأثیر گذار در طلاق را اینگونه بیان مى کند:
۱.عدم تفاهم و توافق اخلاقى، ۲.ناسازگارى و عدم سازش، ۳.بد اخلاقى و بد رفتارى، ۴.خشونت (کتک زدن)، ۵.تفاوت و تضاد در زندگى، ۶.تفاوتهاى فرهنگى، ۷.سوء ظن ۸.اعتیاد ۹.عدم شناخت و درک یکدیگر ۱۰.ازدواج دوم ۱۱.دخالت دیگران در زندگى ۱۲. اختلاف سن ۱۳.عدم علاقه ۱۴.بیمارى روحى ۱۵.بیکارى ۱۶.عدم توافق در مسائل جنسى (زناشویى) ۱۷.ازدواج اجبارى
البته از دیدگاه دکتر آقاجانى در میان طبقات مختلف اجتماعى (بالا، متوسط، پایین)، تفاوتهاى اساسى در علت طلاق وجود دارد.به طور مثال، در طبقه پایین جامعه، مهمترین علت طلاق مشکلات مالى عنوان مى شود و بیکارى و ندادن نفقه، اعتیاد، خشونت و بداخلاقى و بدرفتارى از جمله دیگر علل طلاق است.تفاوت هاى طلاق در میان دو طبقه بالا و متوسط نیز مختلف است.مثلاً مهمترین عامل طلاق در میان طبقه بالا، عدم تفاهم و توافق اخلاقى است.در حالى که در میان طبقه متوسط، تفاوت هاى فرهنگى مهمترین عامل است.
براى آشنایى با دیدگاه هاى روان شناسى و طلاق به سراغ خانم وحیده دبیریان (روان شناس) رفتیم و سؤالاتى را مطرح کردیم.
* از دیدگاه روان شناسى، طلاق در چه زمانى به عنوان یک راه حل به زوجین پیشنهاد مى شود؟ به عبارت دیگر آیا مى توان در مواردى طلاق را سودمند دانست؟
- زمانى که به خود واقعى ما صدمه وارد مى شود و باعث پایین آمدن عزت نفس مى شود، آن موقع است که طلاق منفورترین حلال است.زمانى که ما به خودمان ضربه وارد مى کنیم و تحمل زندگى برایمان سخت مى شود. زمانى که تحملمان را پشت سر گذاشتیم، آن لحظه است که خود واقعى فرد هیچ احساسى به طرف مقابل ندارد و تنها راه نجاتش را طلاق مى داند.
از دیدگاه روان شناسى فروپاشى یک خانواده یک رویداد ساده نیست زیرا باید همه خاطرات و تجربیات نامطلوب زندگى از ذهن پاک شود و از بین برود تا فرد بتواند خود را با شرایط آتى زندگى هماهنگ سازد.
وقتى دوام زندگى دچار مشکل شود، اعتماد به نفس و آرامش انسان به خطر مى افتد و همراه با این به خطر افتادن، اگر طلاق صورت نگیرد باعث نابودى خود فرد مى شود.
* چه عواملى در طلاق تأثیر گذار هستند، به نظر شما مهمترین عوامل کدامند؟
- در اصل مهمترین دلایل طلاق توقعات نادرستى است که طرفین از یکدیگر دارند.در عین حال موارد زیر نیز قابل اشاره است: عدم آگاهى جنسى، شهرت یکى از طرفین، بیمارى و یا نقص جسمانى، نبود امنیت شغلى، تضاد فرهنگى، فقر مالى و عدم درک متقابل افراد از یکدیگر.
اما یکى از مهمترین عوامل طلاق در جامعه امروز ما بحران شخصیت است.همان بحرانى که سبب مى شود ازدواجها صورت گیرد.بحران تنهایى یا یک خلأ عاطفى.خلأیى که باعث مى شود در سن پایین، فرد تصمیم بگیرد با ازدواج این گره یا عقده را از هم بگسلد.چنین افرادى که هنوز به بلوغ روانى کامل نرسیده و آگاهى لازم را جهت ازدواج ندارند، فقط براى اینکه تنهایى خود را پر کنند به سراغ ازدواج مى روند.این افراد نه به روابط جنسى، نه به مادیات و نه به ظواهر و ...به هیچ چیز توجه نمى کنند و تنها توجه آنها به تشکیل زندگى تازه و استقلال فردى در نتیجه جدا شدن از خانواده خود است. همین بحران شخصیت باعث مى شود فرد به هیچ کدام از تفاوتهاى فرهنگى و ... با فرد مقابل توجه نکند، تا فقط به استقلال فردى دست یابد.بنابراین بحران شخصیت به طور غیر مستقیم، طلاق را نیز براى فرد رقم مى زند.
* راههاى کاهش وقوع طلاق چیست ؟
- از آنجایى که ناآگاهى در زمینه هاى مختلف یکى از مهمترین عوامل طلاق است، بنابراین مشاوره دادن به افرادى که مى خواهند ازدواج کنند و بالا بردن سطح آگاهى آنها، در جهت موفق بودن ازدواج کمک شایان توجهى است.در جامعه ما از مراکز مشاوره خانواده استفاده مى شود.
راه مهم دیگر این است که ساختار آموزشى کشور تغییر داده شود.در کشور ما آگاهى هاى مناسبى در مورد جنس مخالف داده نمى شود و این خود مى تواند عاملى باشد براى شکست در ازدواج و در نتیجه طلاق.
* آثار سوء طلاق بر فرد و جامعه چیست ؟
- مهمترین اثر احساس جدا شدن، تنهایى و منزوى شدن فرد است که این اتفاق احتمال سوء تعبیرها و حتى خودکشى را افزایش مى دهد و در اینجاست که فرد از زندگى لذت نمى برد و احساس پوچى به او دست مى دهد و با خود مى گوید من براى چه زنده ام؟ حالا چه بر سر من مى آید؟ از این پس چگونه باید زندگى کنم؟
بعد از این عامل بدبینى فرد نسبت به جنس مخالف و تعمیم آن نسبت به همه افراد جامعه یک عامل که باعث تشدید این حس مى شود این است که افراد جامعه نسبت به این افراد احساس ترحم مى کنند و به آنها برچسب مى زنند، در نتیجه فرد احساس کمبود بیشترى کرده و تنهایى او تشدید مى شود.از طرفى، دلسوزى بیش از حد اطرافیان و جامعه نیز، باعث مى شود مشکلات روحى افراد مطلقه تشدید شده و جو بى اعتمادى بوجود آید.
* چه کنیم تا کودکان طلاق آسیب کمترى ببینند؟
- باید تا حد امکان حقیقت را براى کودکان بیان کرد.چون در غیر این صورت دلایل اشتباهى براى طلاق تصور خواهند کرد و از لحاظ روانى صدمه زیادى برآنها وارد مى شود.
مثلاً کودکان بین ۲ تا ۵ سال، به طور طبیعى به والدى که مخالف جنس خودشان است علاقه زیادى دارند و آرزو دارند که دیگرى در بین نباشد زیرا او را رقیب خود مى دانند.در این مرحله اگر والدین مورد علاقه آنها منزل را به علتى ترک کند ویا طلاق بگیرد، کودکان تصور مى کنند که به دلیل عصبانیت یا آرزوهاى رقابت طلبانه آنها است که این اتفاق افتاده و ناگهان احساس گناه، غم و افسردگى مى کنند.
در هنگام طلاق ۵ ترس براى کودکان بوجود مى آید:
حالا چه بر سر من مى آید؟ کجا باید زندگى کنم؟ چرا پدر یا مادر مرا ترک کرد؟ چه کسى از من مراقبت مى کند؟ و همه اتفاقها تقصیر من بود.
برخورد آگاهانه والدین باعث مى شود، کودک بتواند بر این ترسها غلبه کرده و پاسخى مناسب براى سؤالهایش بیابد.

عامل مهم و فراموش شده طلاق
دکتر مجد عضو هیأت علمى دانشگاه علوم پزشکى ایران و مؤسس نخستین مرکز مشاوره جنسى در ایران، مى گوید: «متأسفانه باید اعلام کنم که عدم آگاهى زوج ها از ارتباط جنسى باعث جدایى بین آنان مى شود و این جدایى ها روز به روز بر تعدادشان افزوده مى شود.»
دکتر مجد در مورد این عدم آگاهى مى گوید: «هرفردى در مورد مسائل مهم زندگى اش باید اطلاعات و دانش کافى داشته باشد، اما در ایران متأسفانه در مورد روابط جنسى اطلاعات کمى داده شده و اگر هم اطلاعاتى داده شده به صورت علمى و تخصصى بوده که براى مردم عادى غیر قابل دسترسى است .از این رو افراد،زمانى به متخصصین مراجعه مى کنند که مشکلات آنان حاد شده و براى حلش خیلى دیر شده است .»
دکتر مجد در پاسخ به این سؤال که چرا در ایران در این مورد بسیار کم صحبت مى شود و یا اصلاً صحبت نمى شود، مى گوید: «البته ریشه اصلى ، مشکل فرهنگى است ، یعنى درهمه جوامع یکسرى مسائل وجود دارد که مردم در موردش صحبت نمى کنند، یا خجالت مى کشند یا دلایل دیگرى دارد و این عادت در طول تاریخ گسترش پیدا کرده و مشکل یکسال یا دو سال هم نیست ، بلکه به قرن ها قبل برمى گردد.الآن هم سعى نشده که عرف جامعه شکسته شود، بلکه به زبان علمى یکسرى مسائل ، به جامعه یاد داده مى شود، اینکه زوج ها چه طور با هم زندگى کنند و...»
مجد در ادامه مى گوید: «به هر حال باید قبول کرد که ارتباط جنسى یکى از مهم ترین ارکان یک زندگى مشترک است و کوچکترین خللى در این ارتباط، پایه هاى زندگى مشترک را ویران مى کند و حتى باعث مى شود که زن و شوهر به فکر جدایى بیفتند.البته این دلیل نمى شود که اگر یک زوج ارتباط جنسى سالمى داشته باشند، زندگى زناشویى شان هم خوب است و خوشبخت هستند، این فکر کاملاً اشتباه است ، زیرا ما پارامترهاى زیادى براى گرمى زندگى زناشویى داریم ، اما باز هم مى گویم این پارامتر خیلى تعیین کننده است .»
آمارها نشان مى دهد که یک ارتباط مناسب ۶۰ تا ۷۰ درصد باعث رونق زندگى زناشویى مى شود و متأسفانه دیده مى شود که خیلى از طلاق ها به خاطر نداشتن یک ارتباط مناسب است .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر