تبلیغات کلیکی و کسب در آمد لطفا کلیک کنید برای حمایت از ما

جستجو در کل مطالب این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۱۶, دوشنبه

افسردگي در زنان-Depression

افسردگي در زنان-Depression


نويسنده : هادي قوامي پور

افسردگي يك حالت رواني (احساسي ) است كه همگان در لحظاتي به آن دچارمي شوند. براي مثال وقتي كه عزيزي را ازدست مي دهيد، دچار افسردگي شده، شديداً گريه و عزاداري مي كنيد و حتي ممكن است خواب و اشتها خود را هم از دست بدهيد. اگر دانش آموز يا دانشجو هستيد و دردرسي نمره مورد نظر را نياورده ايد ممكن است دچارافسردگي و يأس شويد. يا اگر جوياي كار هستيد و به هر دري مي زنيد و نتيجه اي نمي گيريد، افسردگي و حرمان ممكن است دامان شما را بگيرد.



ولي افسردگي تا زماني يك حال طبيعي تلقي مي شود كه اولا كوتاه مدت بوده، ثانيا شدت زيادي مثلا فكر خودكشي نداشته باشيد و ثالثاً علايم همراهي چون بيخوابي و بي اشتهايي شديد، ناتواني درلذت بردن ازفعاليتهاي تفريحي و احساس گناه شديد، نداشته باشد . در غيراينصورت افسردگي يك بيماري تلقي مي شود.
ما در زبان روزمره، از كلمه افسردگي جهت توصيف تركيبي از احساسات غمگيني[1]، ناكامي[2]، نا اميدي[3]، و شايد رخوت و بي حالي[4] استفاده كنيم اما زماني كه درمي يابيم پزشكان، روان پزشكان و روان شناسان باليني اين كلمه را به شيوه اي متفاوت به كار مي برند، سردرگم مي شويم.

ازديد آنان، افسردگي يا بيماري افسردگي، حالتي است كه به درمان ويژه نياز دارد. به علت اين درهم شدن واژه ها افراد عادي و درمانگراني كه بيماري افسردگي مبتلا نشده اند، احتمالا همدردي و مساعدتي كمتر از آنچه جدي بودن موضوع افسردگي مي طلبند، ازخودظاهر مي سازند.آنان ممكن است چنين تصور كنند كه افراد افسرده تن پرور، خودخواه، يا اهل تمارضند[5] و آنان را با چنين عباراتي نصيحت مي كنند : «سعي كن خودت را جمع و جور كني» يا «خودت را از اين حالت خارج كن، به آن بدي هم كه فكر مي كني نيست»

افراد مبتلا به خوبي اين مسئله را احساس مي كنند كه دوستان، همكاران و خانواده هاي آنها نمي توانند مشكل آنها را درك كنند و با آنان همدلي[6] نشان دهند وبا نگراني از اينكه ديگران آنها را به عنوان فردي متمارض تلقي كنند، ناراحتي شان را دو چندان مي سازد.



هورمون ها وافسردگي
هر چقدر كه بعضي از زنان سعي درانكار دارند، ولي اين طور به نظر مي رسدكه تفاوت هاي هورموني كه در جنس زنانه وجود دارد تمايل به بروز افسردگي در ايشان را افزايش مي دهد. درحقيقت، افسردگي و اختلالات هورموني ارتباطي تنگاتنگ با يكديگر دارند. از آنجايي كه ميزان جريان هورمون ها در زنان بيشتر است، مي تواند يك دليل ديگر براي ريسك بالاي ابتلاي آنها به افسردگي باشد و به همين دليل است كه دختران پس از بلوغ جنسي يعني زماني كه هورمون هاي زنانه شروع به ترشح مي كنند، حساس تر از پسران هستند. درحقيقت زنان، به ويژه دردوران مربوط به توليد مثل(قاعدگي، تخمك گذاري، بارداري و يائسگي) نسبت به افسردگي آسيب پذيرتر هستند.

تغييرات هورموني دراين دوران برانتقالات عصبي كه كنترل روحيات را بر عهده دارند، اثر مي گذارند. هورمون استروژن هم با واكنش در برابر استرس، دربروز افسردگي اثر دارد و در مواقع بروز استرس، در بروز افسردگي اثردارد. درمواقع بروز استرس غده آدرنال به ميزان زيادي هورمون كورتيزول ترشح مي كند كه فعاليت سيستم دفاعي و سوخت و ساز بدن را افزايش مي دهد و مي توان به راحتي گفت ترشح اضافه استروژن هم سبب افزايش ترشح هورمون كورتيزول و هم باعث كاهش فعاليت آن مي شود تا دوباره به ميزان طبيعي بازگردد.

در طول دهه هاي اخير مطالعات بسياري نشان داده است كه بيش از نيمي ازافرادي كه دچار افسردگي هاي عميق بوده اند، داراي ميزان زيادي از كورتيزول بوده اند اگر هورمون استروژن ميزان كورتيزول را پس از استرس افزايش مي دهد، پس اين هورمون زنان را بيشتر به سوي افسردگي مي كشاند، به ويژه پس از يك تنش عصبي.



افسردگي پس از زايمان
رابطه اي كه بين هورمون ها و افسردگي وجود دارد، در نوع افسردگي پس از زايمان به اوج خود مي رسد. اكثر زنان طيف وسيعي از حالات روحي را هم در دوران بارداري و هم در دوران زايمان تجربه مي كنند. بدون در نظرگرفتن اين كه يك مادر تا چه حد و چگونه خود را براي زايمان آماد مي كند، دچار سرگيجه و اضطراب مي شود.

سه يا چهار روز پس از تولد نوزاد، مادر «افسردگي نوزادي» را تحربه مي كند، اين حالت غم واندوه يك عكس العمل معمولي است كه براي يك سوم از نومادران اتفاق مي افتد. درواقع يك حالت افت احساسي پس از تولد نوزاد به وجود مي آيد. احساس مي كنيد كه بدون هيچ دليلي دوست داريد گريه كنيد، نا آرام هستيد و احساس رنجيدگي خستگي و اضطراب مي كنيد.

اين نوع از غم و اندوه به همان سرعتي كه ظاهر مي شود، خود به خود ناپديد مي شود. با اين حال اين احساس در بين بعضي از نومادران تبديل به افسردگي عميق مي شود دليل اين كه چرا مادران متوجه اين افسردگي خود نمي شوند، اين است كه اين نوع افسردگي تا قبل از يك سال و حتي بعد از آن خود را ظاهر نمي كند و اغلب به تدريج بدتر مي شود.


علايم اين نوع افسردگي عبارتند از :
بي توجهي و يا عدم تمايل به نوزاد
ترس از آسيب رساندن به نوزاد يا خود
احساس بي حوصلگي و غم زدگي و نااميدي
اختلال در اشتها و خواب
عدم وجود تمركز
رنجيدگي و گريه كردن هاي بي دليل
احساس گناه كردن
احساس پوچي و بي ارزش بودن
تغيير حالت هاي ناگهاني
بروز عدم علاقه به آنچه كه قبلاً از آن لذت مي برده ايد اگر احساس مي كنيد كه بيشتر اين علائم (چه قوي و چه ضعيف) در شما وجود دارد، بايد بدانيد كه دچار افسردگي پس از زايمان شده ايد.


[1] sadness
[2] frustration
[3] disappointment
[4] lethalgy
[5] malingring
[6] empathy


منبع:www.iransalamat.com

http://community.iransalamat.com/about2143.html

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر